نمایشگاه اسباب بازی .
امروز رفتیم نمایشگاه اسباب بازی خیابان حجاب خیلی خوب بود اول از همه شلوغ نبود دوم اینکه غرفه غرفه نبودم که گیج بشی فروشگاه طور بود یه عالمه سبد خرید چرخ دار گذاشته بودند راحت انتخاب میکرد و میچرخیدی فقط توی همچین فضایی یه چیزی مثل خانه ی بازی که حالا چندتا توپ و اسباب بازی و اینها باشه که بابا و بچه بازی کنند و مادر راحت انتخاب کنه کم بود دیگه برای هانا چندتا اسباب بازی خریدم و یه دونه موتور که انجا بود هانا سوار شد خیلی خوشش امد اونو هم خریدم فعلا برایش خیلی زود هست اوردیم خونه ذوقش رو کرد اما نمی توانه سوار بشه یه گل دختر ناز انجا بود دو سال و نیمه بود قشنگ بازی میکرد با این موتوره گفتم سال بعد من میرم مدرسه باشه که حوصله اش سرنره تو روز بازی کنه .
هانا بچه ای نیست که خاله و عمه برایش هی اسباب بازی بخرن خودم چند نوبت از خیابان بهار و یه مقدار کمی هم توی سیسمونی داشت اما کلا اسباب بازی یک تا سه سالگیش تکمیل شد الان همه چیز داره اما بردم خونه ی مامانم گذاشتم فعلا فقط یه چیزی رو دادم دستش که یه توپ می اندازی اسپینی طور می چرخه می اید پایین نمی دونم اسمش چیه - اما در حد توانایی های هانا بود .
تصمیم دارم بعد از عید یه تعداد زیاد از عروسک های پولیشی که هنوز حتی لمس شون نکرده رو برایش جمع کنم بگذارد بین 3 تا 5 سالگی به مناسبت های مختلف بدهم اون سن بچه ذوق میکنه الان نمی فهمه که این چیه همون قدر برای یه خرس پولیشی ذوق می کنه که برای خرس شامپوی فیروزش .
از اینکه یه اتاق پر از اسباب بازی داشته باشه و گیج بشه خوشم نمی اید اینها رو هم می گذارم کنار انها .
دیگه امروز روز هانا خانم بود .
مامانم هم امروز رفت دکتر گفت توده بد خیم بوده اما شیمی درمانی لازم نیست یه درمان ضعیف تر هست که توی مطب انجام میشه شه جلسه باید تزریق کنی که دیگه توی بدنت رشد نکنه ...الان یکم ناراحته اما خوب خاله م هم سرطان سینه داشت با مامانم حرف زده که این مثل پرتو درمانی بعد از برداشت توده های من هست ...ان شا الله که خیلی مامانم اسیر دکتر و بیمارستان نشه و با همین بدنش اوکی بشه .
فعلا یکم روحیه ش رو باخته نت هم ضعیفه نمی توانم بفهمم این درمان ضعیف تر چیه ...همون شیمی درمانی هست یا یه چیز دیگه .










