16فرودین 1400
اولین باری که کیک خونگی خوردم پنج سالم بود با دوستم توی خونه ی انها بازی میکردم . در حقیقت فقط وقتی میرفتیم خونه ی پدر بزرگ و فقط با همین دوستم بابام اجازه میداد من برم خونه شون ...عصر شد ...مامانش کیک خونگی پخت ...توی ایوان شون نشستیم ...یه تیکه ی بزرگ کیک به من دادند ...مزه اش توی خاطرم هست و به عشق اون کیک پختن رو یاد گرفتم .
این بار مامانش رو دیدم دستورش رو گرفتم ...تقریبا همونی هست که خودم میپزم اما چرا توی بچگی اینقدر مزه اش خاص بود ؟
تازه گفت روی گاز می پخته .
خواهرم گفت چون اون با تخم مرغ و شیر و روغن محلی درستش میکرده ...
شاید ...
هرچی بود مزه ی تخم مرغ اش خیلی واضح بود ...
الان هوای ملس بهاری سخت داره وسوسه ام میکنه دست به کار بشم و منم درست کنم و مواد رو بگذارم روی گاز و وانیل نزنم که مزه تخم مرغ اشکار بشاه ... اما لیپید های ووور امده توی بهار و دو هفته غذای چرب و چیلی مهمونی داره مانع میشه ...
هر انچه کم کرده بودم با اقتدار برگشته ...
...ورزش میکنم باز قول میدهم .








