روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

4اذر99

سال پیش وقتی بعد از یه وقفه درس رو شروع کردم دایم به خودم میگفتم دیدی وقت کم اوردم و تازه شش بعد از ظهر به خودم می امد با یه خروار عذاب وجدان ...

بعد از یه جایی به خودم گفتم شش بعد از ظهر و من تا ساعت دوازده شش ساعت وقت دارم ...سه ساعتش هم استفاده کنم ...سه ساعته 

همین تنظیمم کرد . بزرگترین حسرتم اینکه چرا سال پیش کنکور رو ندادم چون خیلی اماده بودم اما ترسیدم مریض بشم حسرت هست اما پشیمون نیستم . 

الان هم به ساعت نگاه کردم دیدم وای دیرم شد 

به خودم گفتم دوازده ساعت تا ساعت خوابم وقت دارم ...شش ساعتش هم استفاده کنم ...شش ساعته .

 

نهار رو پختم . یکم به خودم برسم بعد شروع کنم تا ساعت شش که نهار - شام رو بخوریم  چهارتا فیلم ریاضی با حل تمرین ببینم . 

سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۹ ۱:۱۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو