روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

3.

زن و شوهری دقیقا به سان پت و مت هشت صد و پنچاه هزار تومن خرج کردیم تا از شر عوض کردن در کابینت ها رها بشیم و حالا یک خونه ی نیمه ویرانه همراه با بوی غلیظ تینر و اشفتگی مزمن داریم تازه عصری میخواهیم بریم مهمونی !

اما عوضش از اون دور نمای رنگ چوب مسخره نجات پیداکردیم و الان در کابینت ها سفیده شده هرچند من ماهرانه توسط همسفر محترممم گول خوردم  - البته در این قسمت شک دارم ! - چون من همیشه تاکید کردم که شیری استخوانی میخواهم و الان سفید یخچالی تحویل گرفتم - سفید بخچالی اصرار ایشون بود که شبیه یه معجزه الان همه جا سفید شده . هرچند من راضی ام و باقی دسیسه ام برای گرم تر کردن رنگ اشپز خانه را به عهده ی پرده ها میگذارم که با انعکاس نور کاری کنند که میخواستم .

فعلا که همه چیز بی نهایت زیباست و همسری بی نهایت دوست داشتنی که خونه رو برای شادی من زیباتر کرده .

 

+شبیه یه قانون نانوشته هربار خونه تکونی یا تمیز کاری داریم غذا از بیرون میخریم که خیلی مزه میده!

+مه .نگار با تمام وجودش به وضعیت موجود و محبوس شدنش توی اتاق کوچیک اعتراض داره . نمیدونم واکنش اون وقتی اشپزخانه تکمیل بشه و اون رو ببینه چی میتوانه باشه .

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۷ ۴:۴۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو