صبحم رو با تیوفلین شروع کردم که در عرض چند دقیقه نفسم رو اوکی کرد ...خونه مدلی شده باید یک روز چند ساعت وقت بگذارم و خیلی چیزها رو جا به جا کنم تا اوکی بشه و باز روتین این هفته سه روز کاریم تا ساعت 5 هستم و بعدش هم باید مطالعه کنم برای فرداش و عملا این هفته زندگی روی هواست ...با این حال عصر رفتیم تا حقوقمون رو خرج نکردیم برای رضا شلوار بخریم و عجب اشتباهی بود رفتن جمهوری با اون همه بوی سیگار داخل اون پاساژ قدیم و اقایان زیاد ...امدم خونه بدتر شدم ...دیدم خونه و لکه ی روی کابینت ها و سبد ملحفه های شسته کنار اتاق کار عزیزم ...اشتباهی که در حق نور خونه کردم و پرده ی کلفت زدم و حالا مود جا به جایی پرده ها رو ندارم ...
احساس پریود ...
خسته ام ...
فردا رو هم کامل باید مطالعه کنم ...
پنجشنبه سوم اسفند ۱۴۰۲ ۹:۰ ب.ظ ...








