روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

نصف مدرسه درگیر این مریضی مرموز و طولانی شدن ...یعنی یه مدلی هست که شاگردهام اکثرا بستری هستند دوتاشون هم تشنج کردن حالا اینکه خودم از شدت درد بدنم ملتهب و سرخ بشه عجیب نیست ...امروز برای اولین بار ساعت ده حساب کردم چقدر دیگه از کلاس مانده

البته مدیر عزیزمون امروز اعلام کرد چیزی به اسم مرخصی نداریم ! البته حق داره از دو هفته ی پیش دایما به ناچار همکاران غیبت می کنند ...

من هنوز مقاومت دارم حالا تا کی نمی دونم اما مطمینم این هفته برام خیلی سخته ...

برای فردا خوراک پختم که امدم خونه راحت باشم ...

استعلاجی دارم برای فردا اما استفاده نمیکنم و میرم سرکلاس ...

دکتر امروز یه شربت داد گفت التهاب گلوت رو خیلی کم میکنه ...گفتم بدن دردم ...برای اون یه چیزی بدهید ! امیدوارم نصفه شب بدتر نشم فقط ...الان خوبم ...

شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۲ ۹:۳۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو