اینقدر کم اوردم که از من باورکردنی نیست....
وسط سرامیک های لخت خانه نشستم و یک دل سیر گریه کردم... چون سیم ظرف شوییم پیدا نمیشد...
من به یک من نیاز دارم... یک کپی از خودم که زیر شانه های دختر خسته رو بگیره و به جلو ببره...
واقعا به یک شدو از خودم نیاز دارم...
شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ ۳:۴۸ ب.ظ ...








