روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

.



لحظه ای مثل من تصور کن، پای قول و قرار یک نفری
ترس شیرین و مبهمی دارد، این که در انحصار یک نفری!

بارها پیش روی آیینه، زل زدی توی چشم های خودت
با خودت فکر کرده ای چه شده که به شدّت دچار یک نفری؟

چشم های سیاهِ سگ دارش، شده آتش بیارِ معرکه ات
و تو راضی به سوختن شده ای، چون که دار و ندار یک نفری

شک ندارم سرِ تصاحبِ تو جنگِ خونین به راه می افتد
همه دنبال فتحِ عشقِ تواند، و تو تنها کنار یک نفری

جنگ جنگ است، جنگ شوخی نیست؛جنگ باید همیشه کشته دهد!
و تو از بین کشته های خودت ، صاحبِ اختیار یک نفری

با رقیبان زخم خورده ی خود، شرط بستم که کشته ات بشوم
کمکم کن که شرط را ببرم، سر میز قمار یک نفری

مرد و مردانه در کنار تو ام، تا همیشه در انحصار توام
این وصیت بگو نوشته شود روی سنگِ مزارِ یک نفری

امید صباغ نو

 

+برای شیرین عزیزم . 

چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۰ ۴:۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو