روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

جز اینکه از روم تریلی رد شده از شدت خستگی ...مهمونی خوبی بود !

 

خواهرم دفعه ی قبل دستش خورد گلدونم شکست - این بار پاش خورد به چایی - چایی ریخت روی فرش - میگه من دیگه خونه تون نمی ام ! گفتم نه بیا ...ببین برام مس خریدی ...بیا ! 

برام یه سینی مسی اورد ...واییی خیلی گرونه ! البته من خیلی مس دوست داشتم ...خیلی خوشگله کلی ذوق کردم . 

گفت میخواستم شیرینی هم بخرم همین میشد ... نگران قیمتش نباش .

بس که من به همه میگم جای شکلات و شیرینی و گل ظرف و ظروف هدیه ببرید برگشت تو دامن خودم .

خدایش هم منطقی میگم ...الان ارزون ترین و کمترین میزان شیرینی میشه پنچاه تومن که شما دست خالی جایی نری - بعد با اون پول میشه یه دکور یا یه کریستال و حتی یه ظرف ساده خرید . کلی هم ماندگار میشه . 

ما یه بار پول شیرینی رو دادیم سه تا شاخه گل مصنوعی  اینقدر صاحب خونه خوشحال شد که هنوز هم گوشه ی خونه اش مانده . 

شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۸ ۹:۲۵ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو