خونه رو دسته ی گل کردم و کاملا تمیز دارم تحویل هفته می دهمش ... فقط لباسا تا نکرده مانده و اینکه توضیحات اذرماه را داخل دفتر کلاسم بنویسم اینطوری باشه شاید عصری رفتم خونه ی پدری عصر نشینی ... پرده را هم کنار زدم ...نشیمن نور افتاده توش و جون میده برای کتاب خواندن ...نهار از دیروز داریم و امروز اشپزخونه تعطیل هست ...دیروز مارشمالو پیچی توی اینستا دیدم به رضا گفتم وای من چقدر از اینها دوست دارم ...امروز برام چهارتا بسته خریده بود و اورد ...واقعا هم دوست دارم
گاهی فکر میکنم بچه دار نشدن هم واقعا مزیت های خودش رو داره و مهم ترینش اینکه تو میتوانی خونه ات رو تمیز نگه داری ...
برای هفته ی اینده کمی میوه خرد خرد کردم و داخل یک ظرف در بسته و چفت ریختم که هر روز که امدم خونه یک ظرف کوچک بخورم ...
چهارشنبه برای نهار کباب تابه ای درست کردم اما گذاشتم توی فر و روش یک تیکه کره 25 گرمی گذاشتم تا هر دو طرف کاملا خشک و بدون اب شد ...گوجه و فلفل دلمه را هم جدا روی گاز سس کردم ...رضا که خورد خیلی خوشش امد و یک تکه ی کوچک هم اضافه مانده برای امروز ...کلا امروز گزارش هفته داریم تا یخچال کمی خالی بشه ...
دیروز به رضا گفتم می خواهم قابلمه بخرم ...امده می گه اوکی بخر فقط بگو کجا می گذاریش ؟ کابینتی که براش مناسب هست را نشانش دادم و بعد گفتم ببین قابلمه هام چقدر داغون شدند ! دیگه خدایی هفت ساله داریم استفاده میکنم ...گفت باشه تا عید می خریم ...فکر کنم 6 تومن لازم باشه ...قرار شد حضوری برم بخرم چون من قابلمه ی بزرگ دارم و احتیاج ندارم من به سه تا قابلمه 14 و 20 و 24 و یک تابه 20 و 28 نیاز دارم ...حالا شاید رفتم هایپر استار تکی همه رو برداشتم ...انجا همه چیز داره ...








