از مزایای تک دختری من این بود که سال 89 همه گوشی تق تقی داشتند من گلسی سامسونگ
داشتم و اصلا یه فامیل و دانشگاه اندروید رو با گوشی من شناختن ...داستان هم این بود که گوشی پدرم رو زدن اون هم رفت گوشی بخره دید اینها امدن گوشی من رو گرفت و اینو داد به من قبلش نوکیای لمسی با قلم داشتم که اون عزیز هم خدایی بود برای خودش و زمان خودش ...بعد از اون من یه گوشی مت 7 خریدم که رفیقم بود در همه ی مراحل یعنی اصلا یه کامپیوتر جیبی برام بود و قشنگ یادمه روزی که خریدیمش همه گفتن با قیمت کمتر می توانستم جدیدترین گوشی اپل رو بخرم و باید بگم من عاشق صفحه ی بزرگش بودم و ...لعنتی رفیقم بود از سال 93 تا سال 98 که یه دفعه به نظرش رسید باید بمیره !
واقعا هنوز هیچ گوشی به خوبیش ندیدم ...یعنی زمانی که هیچ گوشی اثر انگشت نداشت این رفیقمون داشت ...اصلا غولی بود برای خودش !
گوشی بعدی یه ناین وان اس هواوی هست که بعد از ازدواجم خریدم و در اوج مشکلات مالی و خوب باید بگم بد نیست انصافا نیست اما خوب گوشی پرچم دار کجا و یه گوشی عادی کجا ...برای همین خسته ام کرده و به گرد پای مت خودم نمی رسه ...الان سرچ کردم گوشی مت 50 و با قیمت دلنشین 52 تومن رو به رو شدم ...
نمی گم وسوسه نشدم ...
خوب میتوانم یک سال کار کنم و یه گوشی عمرانه ی دیگه داشته باشم ...دخترخونگی کجایی که یادت بخیر !
من الان که دستم تو جیب خودمه هنوز یک هشتم ازادی مالی زمانی که دستم تو جیب بابام بود رو ندارم ...
دیگه بگذریم ...الان یکم وسوسه شدم ....هرچند بین اینکه یه تبلت سیم کارت خور بخرم و این گوشیم هم باشه برای شاد و بیرون رفتن هام مرددم و البته بگم برای خرید هر چیزی از این دست باید تا بعد از عید حقوقم رو جمع کنم اما ...خدایییی ...زور داره








