روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

برای بار دوم رومیزی که برای مدرسه خریدم رو دزدیم ! از بس قشنگه ! دو روز پیش رفتم دی جی و زدم ارزون ترین رو میزی برام یه مدل رانر اورد 50 تومن اول دوتا سفارش دادم بعد کردمش یکی الان دنبال دکمه ی غلط کردمش هستم از بس قشنگه ! بعد هم من به نفع فصل پاییز و خودم مصادره اش کردم خیلی به خونه ام و بخصوص اشپزخونه ام می اد خوب !

الان رفتم باز سفارش بدهم شده 65 در نتیجه منصرف شدم اما حتما دفعه ی بعد که سفارش داشته باشم چک میکنم چون جنسش عالیه ! البته رضا میگه این قسمت بچه ها بوده که رو میزی قشنگ ببیند و ببر مدرسه اما خودم دلم نیست یکم خودم کیفش رو بکنم بعد ببرم کلاس ...حالا شاید هم بردم ...خیلی خوشگله اخه

شام هم جای هویج پلو شد پیتزا تازه یکی هم اضافه امد گذاشتم یخچال برای فردا - واقعا باورم نمیشه اخر هفته اینقدر سریع می گذره و یک هفته ی جدید میرسه امروز به رضا گفتم تو نبود بچه رو تو زندگیمون حس میکنی ؟ میگه قطعا نه ! زندگی ارام داریم چرا می خواهی خرابش کنی .

کوسن رو پرت کردم سمتش گفتم زندگی ارامی داریم اما تو با این حرفهات خرابش میکنی ! میگه چیه می خواهی دروغ بگم

جیغ کشان یادش انداختم اره یه وقتایی باید دروغ بگی

کلا این روزها همون اژدها هستم ! غران و خشمگین تا فردا برم جوجه ها رو ببینم یکم ارام بشم .

فردا اخرین لوحه است واقعا باورم نمیشه تمامش کردم اما خداییییی ها دست راه انداختم هاااااااااا - یادتون اول سال گفتم ضعیف ضعیف ...الان اصلا اینطوری نیست و هر انچه مقدمات پیش دبستانی لازم داشتند رو به بهترین شکل یادشون دادم حالا ببینم تو نشانه ها چه میکنند این فسقلی هایی که جز شیطنت کاری ندارند .

جمعه پنجم آبان ۱۴۰۲ ۷:۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو