روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

شاگردم به من گفت تو نمی دونی من روی عصبانتیم چقدر جدی ام .

زانو زدم . هم قدش شدم و ماسکم رو پایین کشیدم و گفتم اما تو اصلا نمی خواهی حد جدیت منو محک بزنی ...

به چشم هام خیره شد گفتم کتاب نگارشت رو باز کن .

انجامش داد .

از اینکه امسال اینقدر چالش دارم که روی مهربانی ندارم ازرده هستم .

ویتامین ها موثر هستند واقعا از خریدش و مصرفش راضی ام .

یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۲ ۳:۴۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو