روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

روز سوم بازسازی

در بهترین حالت ده روز دیگر از امروز خونه قابل چیدمان میشه ...

من هنوز نقشه ی سه بعدی کابینت ها رو ندیدم و قیمت دقیقش رو نمیدونم ... امیدوارم زودتر این فیکس بشه و بفهمم خرید دستگیره با من هست یا نه ...

سینک رو خریدم مثل رنگ کابینت ها رنگ سفید یک دست اما شیر اب قبلی رو می خواهم بگذارم چون مارک قهرمان هست و سر دوش دار و بسیار شست و شو رو راحت میکنه بخصوص کاشی پشت سینک دایم نیاز داره شسته بشه اما شیر الات دستشویی و حمام باید عوض بشه ...باید تا هفته ی دیگر صبر کنم که بتوانم بخرم احتمالا مارک راسان بخرم ...سردوش داریم اون هم راسان هست اون رو باز کنیم و من تمیز با سرکه و جوش شیرین بشورمش و دیگه نخوهم 5 و نیم هزینه اش رو بدهم ...این طوری میشه سه جفت شیر به اضافه ست شست و شو ...

فقط بخاطر اشتباه اقای بنا امروز فهمیدیم باید کل کاغذ دیواری ها عوض بشه این یعنی پیش از امدن پارکت ها باید برای محل هزینه ی کاغذ دیواری که تقریبا ده تومن میشه یک راه پیدا کنم ...البته شاید کمی کمتر بشه حدودا 16 رول نیاز هست هر یک متر و شصت سانت تقریبا یک رول میخواهد

اتفاقی امروز یک مغازه رو دیدم ...یک کاغذ دیواری داشت سفید یک دست یک طرح ریزی هم داشت البته رضا خیلی خوشش امد ...من رنگ سفید رو دوست دارم اما به اندازه ...به نظرم خونه بیش از حد داره سرد با رنگ سفید میشه و اینکه رنگ شیری منو بیشتر جذب میکنه ...من و رضا در این مورد توافق نداریم ...رضا از درجه رنگ های طوسی و سرد خوشش می اید من از درجه رنگ های گرم و روشن ...

از طرفی دل کندن از کاغذ دیواری هایی شیریم با گلهای صورتیم برام خیلی سخته هربار می دیدمش یک جون که نه هزار جون به جونام اضافه میشد ...تصور اولین باری که وارد خونه شدم و دیوارها رو اینقدر زیبا دیدم همیشه با من هست ...

ماجراش جالبه ...ما رفتیم با بودجه ی کم لوستر بخریم ...انجا که بودیم یک لوستر قشنگی دیدیم پر از گل ...من خیلی خوشم امد اما خوب یکم گرون بود ...تقریبا نا امید داشتیم بر میگشتیم که صدای گوشی رضا امد ...یک پژوهش کرده بود دقیقا یه تومن براش ریختن ...ما هم برگشتیم برای اتاق خواب و پذیرایی و اشپزخونه لوستری که خوشم امده بود رو خریدیم عصر هم رفتیم کاغذدیواری بخریم و دقیقا ست لوستر کاغذ دیواری پیدا کردیم ...

بعد من توی هزینه ها توانستم یک پولی برای گل مصنوعی خریدن پیدا کنم ...گلها دقیقا با گل کاغذ دیواری هماهنگ شد ...مدتی بعد هم با اولین پس انداز توی اینستا یک ساعت گچی دیدم طرح گل ...سفارشش دادم ...ساعت روی یک دیوار صورتی بود

و خوب هر چهار عنصر ست شدند ...

حالا دل کندن از اولین دلخوشی هام در این خونه برام اسون نیست ...

+برخلاف انتظار و ظاهر سختگیرم بسیار راحت دارم انتخاب میکنم و تقریبا انتخاب ها انجام شدند ...دلیلش هم احتمالا ماه ها پیش زمینه ذهنی و گشتن هام هست ...حوصله ی مستند کردن اتفاقات رو ندارم ...وگرنه میتوانستم با همین بازساری بلاگر بشم

برچسب‌ها: دکمه غلط کردم
شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ ۱۱:۲۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو