روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

امروز دقیقا میشه 10 سال که من چشم هام رو عمل لازک کردم ...7 مرداد سال 92 بود ...میشه گفت بهترین تصمیم عمرم بود .

اسم رضا توی گوشیم از رضا به تیغه ی مخلوط کن درست نکن تغییر کرد تقصیر منم نبود خودش 50 روز پیش پذیرفت می بره درست کنه و هنوز که هنوز تیغه ی نازنینم توی کشوی میزش در اداره مانده ! در همین راستا امد خونه ...گرمش بود ...منم جارو برقی رو زدم به برق و گفتم ااااااا زود امدی چرا غذا هنوز اماده نیست و ایشون هلاک به مدت یک ربع ماند تا من دلنشین جارو زدم ...طی کشیدم و الحمدالله بابت خرد فراوان مردانه دقت نکرد غذا بخار نداره چون تقریبا پنج دقیقه قبل از امدنش خاموش شده بود ...

توفیق من الله .

شنبه هفتم مرداد ۱۴۰۲ ۵:۵۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو