روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

خونه رو کاملا مرتب کردم و همزمان ذهنم هم سر و سامان گرفت ...وقت گذاشتم و قبل از امدن رضا لباس تمیز پوشیدم و موهام رو بستم و ارایش کردم ...قرمه سبزی هم به لطف عصاره گوشت طمعش بازاری و عالی میشه رضا امروز دیگه اعتراف کرد که قرمه سبزی هام و قیمه هام چندباره عالی میشن از این عصاره های الیت استفاده کنید من دو مزه ی گوجه و گوشتش رو دارم و عالیه مرغ هم داشتم من دوست نداشتم این بار زعفران هم میخرم و میگم اونم خوبه یا نه ...

بعد دلم یه چیز شیرین خواست ...دنت درست کردم که کاش کره نمیزدم و کاش کم شکر تر بود ...هرچند فکر کنم ایراد از منه که حساسیت به شیرینی پیدا کردم و دیگه مثل سابق دوستش ندارم ...

میوه ها رو ظهر مثل همیشه شستم و توی یخچال هست .شاید برم یه چرخی اطراف خونه بزنم چون الان که کولر خاموشه و پنجره بازه باد خوبی می اد که انقدر که باید از سومین روز مرداد انتظار داشت گرم نیست ...هرچند من جدیدا هر بار میرم بیرون بعدش لباسم واقعا خیس عرق هست و نیازمون به شستن لباس بالا رفته ...

امشب می خواهم وسایل شیرینی پزیم رو سرو سامان بدهم اگر کابینت زدم و جام بازتر شد احتمالا یه قفسه یا کابینت رو کاملا بگذارم برای وسایل شیرینی پزیم ...طوری که ارد و شکرم هم همون جا باشه اینطوری هربار بخواهم شیرینی درست کنم ده تا کابینت درگیرم نمیشه . امیدوارم بشه

سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ ۶:۱۳ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو