روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

چند روز پیش من امدم چای بخورم دیدم ته استکان زرد شده ...اول شیطون رو لعنت کردم بعد دیدم نمیشه به خودم امدم که علاوه بر استکانم 17 تا استکان دیگه که شش تای انها مطلقا نو هستن و تاحالا داخلشون حتی اب نخوردیم رو با دمستوس شستم ...برای این کار هم یه ظرف لمون 4 لیتری داشتم پر از اب و دامستوس کردم و لیوان ها رو گذاشتم توش بعد دیدم ظاهر ظرف لمون هم چقدر تر و تازه شد ...

سرتون رو درد نیارم که ...ریز ریز کل کابینت ظرف های در چفت شو امدن توی این محلول ...

لمون شرکت خیلی خوبی هست اما ظرفها به تدریج کدر میشن ...ولی محلول کمک کرد و ظرفها درخشندگی شون رو بدست اوردن ...

اما از دبشب حس کردم کف دستم یکم پوسته شده و امروز وقتی صبح صورتم رو شستم اه از نهادم بلند شد !

پوست دستم رفته و کاملا ملتهب شده و فکر کنم چند روزی نباید به اب بزنمش ...هرچند من به بدنم حق میدهم ...چندین ماه هست که رعایت ریه ام رو میکنم و خیلی کم جرمگیر استفاده میکنم ...حالا میخواستم کل کابینت ها رو بشورم باید صبر کنم این خوب بشه و بعد هم دستکش استفاده کنم ...یه تایمی واقعا بدون دستکش حتی یه لیوان نمی شستم نمیدونم چرا الان از این عادت جدا شدم .

جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ ۱۰:۴۷ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو