اول از همه دو روزه که اینستام رو از دست پیچ های غاصب نجات دادم و واقعا امیدوارم زودتر هشتک های نجومم اکسپلور ام رو خواستنی کنند هرچند هنوز چند عکس یکی تصویر کابینت و صندل بهاری و کفتان و ظروف کریستال می اد ![]()
دیشبم رو با کابوس گذراندم ...صبح یه هیولا بودم که انتظار داشت پنج و نیم صبح همسرش مثل یه روح از کنارش بلند بشه نه یکی که با سرو صدا و غیژغیژ تخت و بعد هم خرت خرت صورت شستن ...فقط شکر خدا هیولا خودش اینقدر خسته بود که قبل از اینکه نق بزنه دوباره تسلیم کابوسش شد ...
دیروز سه تا کابینت دیگه رو هم چیدم و بعد نهارم رو درست کردم ...توی زرشک پلو رب انار زدم طمعش جالب شد ...بیخیال اشپزخونه شدم مطلقا ...عصر هم چسبیدم به باد کولر و میوه های خنک و یخچال رو کردم برهوت ....
تیرماه هم که داره با سرعت نور میره ...چه خبرته ؟ گفتمت یواش یواش ...![]()








