از صبح به انچه فکر کنید پناه اوردم ...
تخم مرغ ابپز
سالاد کاهو
خرما
پنیر
شربت ابلیموی خیلی رقیق
برنج و قیمه و ماست پیش از امدن رضا و خوردن نهار
که میلم به شیرینی رو غلاف کنم و الان بعد از خوردن پنج تا تیکه لوزیزدی و باقلوا با یک لیوان چای احساس سیری واقعی دارم .
من که لجباز نیستم معده ام چرا اینقدر لجبازه نمی فهمم !
+ به طرز جالبی بعد از خوردن باقلواها یاد این اتفاق افتادم که یک بار توی دفتر معلم ها بودیم مدیر عزیزم از همه خواست یه ضرب المثل بگن و تنها چیزی که توی ذهنم بود اینکه اگر قراره بری جهنم بهتره برای یه دلیل درست باشه ! برای همین اون روز سکوت کردم و گفتم چیزی یادم نمی اد و یه سخنرانی بابت بی توجهی جوانا به فرهنگ کهن خودمون شنیدم اما در کل الان این بهترین جمله برای وصف حال منه ![]()
سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ۳:۴۸ ب.ظ ...








