کارنامه ها رو هم دادم و یک بسته شکلات که درجا رفت خونه ی مامان جان
و دو جلد کتاب زیبا هدیه گرفتم .
خوشحالم که بچه ها شاد و با نمراتی بیشتر از حقشون رفتن .
تربیت و یاد دهی بیشتر به عهده همکارهای پایه دوم .
برای من که دخترهای خوبی بودن ان شا الله برای سال بعد هم دخترهای خوبی باشند .
+از مدرسه که امدم رفتم مرغ بخرم و این عزیز دل کمی گرون شده و باعث شده مرغ زیادی توی مرغ فروشی ها نباشه و متاسفانه من اخرین بسته ی مرغم رو استفاده کردم و مجبورم بخرم و الان علاوه بر قیمت نگران سلامت و عدم کهنگی مرغ هم هستم و شما باورتون نمیشه اما در روزگاری نزدیک به چهار سال پیش من ده کیلو مرغ رو می خریدم 100 هزارتومن
و الان برای ده کیلو مرغ مبلغ 850 هزارتومن کنار گذاشتم و البته نخریدم . ...خدایییییی گرونه ...خداییی زور داره ! اما چه میشه کرد ؟
امیدوارم تابستان امسال بتوانم مثل سال پیش خانم خونه دار خوبی باشم .
چون فکر کنم تابستان رسما شروع شد .








