روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

کارنامه ها رو هم دادم و یک بسته شکلات که درجا رفت خونه ی مامان جان و دو جلد کتاب زیبا هدیه گرفتم .

خوشحالم که بچه ها شاد و با نمراتی بیشتر از حقشون رفتن .

تربیت و یاد دهی بیشتر به عهده همکارهای پایه دوم .

برای من که دخترهای خوبی بودن ان شا الله برای سال بعد هم دخترهای خوبی باشند .

+از مدرسه که امدم رفتم مرغ بخرم و این عزیز دل کمی گرون شده و باعث شده مرغ زیادی توی مرغ فروشی ها نباشه و متاسفانه من اخرین بسته ی مرغم رو استفاده کردم و مجبورم بخرم و الان علاوه بر قیمت نگران سلامت و عدم کهنگی مرغ هم هستم و شما باورتون نمیشه اما در روزگاری نزدیک به چهار سال پیش من ده کیلو مرغ رو می خریدم 100 هزارتومن و الان برای ده کیلو مرغ مبلغ 850 هزارتومن کنار گذاشتم و البته نخریدم . ...خدایییییی گرونه ...خداییی زور داره ! اما چه میشه کرد ؟ امیدوارم تابستان امسال بتوانم مثل سال پیش خانم خونه دار خوبی باشم . چون فکر کنم تابستان رسما شروع شد .

شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۲ ۱:۳۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو