روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

نوبت دکتر قلب و اکو گرفتم چون علاوه بر مچ دستم کل ساعدم هم به نظرش میرسه خیلی خوبه که یه دفعه در عرض چهار ثانیه طوری رگ هاش باد کنه که حتی ریزترین مویرگ ها هم سرخ و برجسته بشن و همه رو بترسونه .

خودم چون دردی نداره و این بدنم هست خیلی نمی ترسم اما اثار عصبی شدن در چهره هرکی شاهدش هست اشکاره

و الان در این بحرانم که برای اکوی قلب لباس چی بپوشم

وای خدایا چقدر از دکتر رفتن متنفرم ...

جمعه نوزدهم خرداد ۱۴۰۲ ۳:۵۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو