در حال دتاکس بدنم از اون همه غذای زیاد هستم از صبح جز یک لیوان شیر و چندتا دونه انجیر خشک فقط اب خوردم امیدوارم بدنم خیلی زود به حالت نرمال برگرده و خوشحالم که انجا مریض نشدم جالبه ترس رضا و مامان و بابام هم فقط همین بود و وقتی امدم همه اینو گفتن ...خودم هم در سکوت از تمام مسکن ها چندتا دونه برده بودم ... با اینکهپریود شدم اما الحمد الله نه از ورم رگ هام خبری بود و نه از بدن درد و تب ...فقط چندتا کبودی دارم و گونه هام باز سرخ ماندن
راستی همه به این توافق رسیدن که من خوش سفرترین و خوش اخلاق ترین فرد جمع بودم که با همه چیز همراه شدم ...![]()
+من انجا سوسمار خزری دیدم !
دیگه من با لیلی قبل سفر فرق دارم من الان یه لیلی سوسمار دیده هستم !
یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ ۳:۲۰ ب.ظ ...








