روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یک خونه جنگلی گرفتیم وسط یکی از روستاهای قایم شهر

شبیه یه بخش از رویاهام که صبح با منظره جنگل بیدار بشم... اینجا هم تپه های جنگلی هست

فقط بر خلاف تصورم یه عالمه سرخس غول آسا جلوم نیست... یه چندتا درخت انار و نارنج و مقداری گل شمعدانی داریم.

فعلا اا به عنوان ساکت ترین فرد جمع معرفی شدم... چون هیچ کسی نمیدونه سردرد نابودم کرده 😬

+خونه پدر بزرگم هم همین قدر سرسبز بود شاید برای همینه که شمال برام جذاب نیست هوا خیلی شرجیه... انجا برخلاف اینجا هوا کوهستانی هست و من اونو بیشتر می پسندم

چهارشنبه دهم خرداد ۱۴۰۲ ۱۲:۲۳ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو