روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

دلم خیلی خیلی گرفته ...شاید نمیدونم قسمتم میشه یا نه اما شاید صبح به عادت هر روز بیرون زدم و رفتم حرم حضرت عبد العظیم زیارت ...فقط هوا خیلی گرم هست و این نگرانم میکنه ...شاید شش و نیم مثل هر روز بیدار شدم و توی خنکای صبح رفتم ...

نمیدونم فکر میکنم دلم برای خنکای حرم خیلی خیلی تنگ شده ...برای بوی خوش گلاب و حس ارامشی که انجاست ...خیلی دلتنگم از چی نمیدونم ...

شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲ ۸:۲۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو