روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

صبح رو در حالی که انواع اقسام فحش ها رو به زبان می اوردم شروع کردم ...

روز چهارم رفتن به مدرسه ی خالی

در حالی که همه کارنامه رو هم دادند ...

بعد امدم شیر و انجیر و دانه چیا رو خوردم به ساعت زل زدم و دوست نداشتم برم مدرسه .

یه اخه برای چی بزرگ تو سرم هست !

شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲ ۷:۲۴ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو