روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

تمام دیشب رو توی برزخ گذراندم

از یک طرف بینیم کیپ بود و نفس کشیدن واقعا زجر اور بود از طرفی آنقدر قرص خورده بودم که منگ منگ بودم...

یه زمان هایی دارو میبرد و میخوابیدم... یه وقتایی با یختی نفس میکشیدم...

الان هم با سرگیجه رفتم چایی دم کردم و افتادم رو تخت احتمالا امروز جهنمی ترین روز باشه.

دوشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۲ ۹:۲۸ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو