تمام دیشب رو توی برزخ گذراندم
از یک طرف بینیم کیپ بود و نفس کشیدن واقعا زجر اور بود از طرفی آنقدر قرص خورده بودم که منگ منگ بودم...
یه زمان هایی دارو میبرد و میخوابیدم... یه وقتایی با یختی نفس میکشیدم...
الان هم با سرگیجه رفتم چایی دم کردم و افتادم رو تخت احتمالا امروز جهنمی ترین روز باشه.
دوشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۲ ۹:۲۸ ق.ظ ...








