امروز امدم خونه ی خودم . اول از همه یک عدد چای دم کردم با شیرینی مربایی خوشمزه بخورم . واقعا اینکه میگن هیچ جا خونه ی خود ادم نمیشه حقیقته !خونه ی بابا هم چایی هست اما این یک مزه ی دیگر داره . بعد هم رفتم سراغ پرده هایی که از دجی خریده بودم . خدایی که با یه تومن که الان پول دوخت و خرید یک پنجره نیست من دوتا پنجره را نو نوار کردم و شیک شد البته بگم با اینکار پذیرفتم حق با رضاست و ما محاله بتوانیم کابینت ها رو عوض کنیم . البته بگم حسابی و تمیز شستم شون و الان خیلی خوبن یا دست کم من باید قبول کنم که خوبن
402 برادر من میشه از لحاظ مالی برامون خیلی خوب باشی ؟![]()
در کل الان لباس شویی سری دوم پرده های قبلی رو هم شست ...منتظرم زیر پرده ای ها رو هم بریزم و بشوره و یک بخش دیگه دان بشه و بعد برگردم خونه ی پدری .
بعد می مونه بوفه و کابینت چینی و میز تحریر که وای از میز تحریر فاجعه ای هست برای خودش
البته بگم ها عید داره با سرعت فراتر از نور می گذره ... ایش دوازده روز دیگه توی مدرسه هستیم
حالا اگر مهر بود الان تازه 7 و نیم صبح بود ![]()
اینم از نق نق های اول سالی من ...کلا امروز با کار کردن شروع شده امیدوارم سال بخیر بگذره . اهان دولت هم معوقه ی حقوق رو داد که سال نویی از پول خودمون عیدی بگیریم ![]()
همین ها
عیدهمه مبارک .








