روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

منتظرم هشتمین سری لباسا شسته بشه بخوابم...

خدایا چقدر خسته ام ​​​​​​

هنوز ده درصد کارها مانده...

عجب غلطی کردم... به بوی خوش تمیزی نمی ارزید اینقدر خستگی من دیگه جوان نیستم... تازه اینطوری چشم بگذارم روبه هم دو هفته تعطیلات تموم میشه... 😢😢😢

البته امیدم به تابستان هست... کاش زودتر بیاد 1401 تک تک روزهاش کشدار بود جز تابستان ش

شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۴۲ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو