مجبور شدم کابینت زیر ظرفشویی رو تمیز و مرتب بچینم و باید بگم خیلی هم قشنگ شد . توی این هفته یک روز یخچال و یک روز کابینت حبوبات و یک روز کابینت چینی ها رو صفا میدهم و با همین روش تیر خلاصی را به قلب خونه تکونی میزنم . پرده و فرش هم هست که بین اینها انجامش میدهم .
+امروز شاگردهای کمی داشتم . به بچه ها وقت دادم با ارامش نقاشی کنند و با دوستان تعریف کنند . وای خدای من از این تعریف های بامزه شون ...اصلا یه وقتایی تظاهر میکنم کار میکنم و که حرفهاشون رو گوش بدهم امروز یکی شون امد گفت نوزده با نوزده چند میشه؟ گفتم برای سال بعد شماست ...گفت نه فقط میخواهم بدانم ! گفتم میشه 38 - گفت میشه یکی سی و هشتا خواهر و برادر داشته باشه ؟ گفتم نه نمیشه ...گفت یکتا میگه داره !
خدایا چی بگم من ؟![]()
منم یکم کاربرگهام رو مرتب کردم جالبه مثل امروز اصلا می پرسن کی می ریم خونه خدایش شما بگید با دوست هات نقاشی بکشی و خوراکی هم کنار دستت باشه و کارتون هم برایت روی صفحه بزرگ گذاشته باشند میگی کی بریم خونه ؟
البته گویا قراره از فردا کسی نیاد البته نمیدونم چی بشه فعلا من یک کتاب با خودم می برم که فردا خیلی هم بیکار نباشم . برای دو سه تا بچه میشه چکار کرد ؟ کارتون میگذارم ببیند .
+اون همکار جوان و جدید رو دیدم بعد گفت بعیده بیاد مدرسه ی ما و اینکه کادر اجرایی مدرسه اش رو خیلی دوست داره ...حیف که پسرونه است
وگرنه با کله می رفتم ...اینکه معلمی بگه بخاطر کادر اجرایی خوب مدرسه نمی خواهم بیام بیرون خیلی خوبه .
+دندان چند شب پیش توی خواب درد گرفت و الان به لقا الله پیوست ! از لحاظ روانی الان خود درد انگاری دارم و فکم سره ...دندانم خرد شد ! حالا کی میره درستش کنه ...بین مرگ و خوابیدن روی یونیت دندان پزشکی من مرگ رو با اشتیاق بیشتری انتخاب میکنم .
+دوست دارم خونه رو یک طوری مرتب کنم که فردا دیگه دغدغه اش رو نداشته باشم ...بیام و راحت لم بدهم و چایی بخورم و کتاب بخوانم ! به نظرم امروز باید یکم به خودم سخت بگیرم که کارها تموم بشه ! واقعا دیگه اعصابم نمی کشه اینو با خودم حمل کنم ...بعد هر بخش رو مجزا به هم بریزم و بچینم .
+ههه پیام دادند اول تا 27 ام بعد گفتن تا 28 ام مدارس بازه اره خیلی مثل ادم رتبه بندی کردید ؟ معلم ها منتظر اند جرقه اند ...اینقدر همه عصبی هستن ...








