بعد از نه ماه نور به اتاق کار برگشت و خداوند با یک باران زیبا از این حرکت من استقبال کرد . امیدوارم همین طور نور و زندگی و امید هم به زندگی کوچکم بیاد .
میز کار را گذاشتم کنار پنجره ...
الان میشه گلهایی که بچه ها در این دو سال برام اوردن رو بیارم خونه ی خودم اما خوب مادرم دوستشون داره و من بعیده بتوانم این رو درخواست کنم .
برای اتاق خواب و اتاق کار پرده سفارش دادم و دارم اما دلم نخواست نصب کنم . دوست دارم کابینت ها رو سرو سامان بدهم و خونه رو پارکت کنم و بعد انها رو داشته باشم . البته مطمینم مجبور پرده ی اتاق خواب و اتاق کار و اشپزخانه رو بشورم ...اما خوب جدید ها رو نمی زنم .
+کمد لباس بسیار زیبا و مرتبی دارم . همه چیز سر و سامان گرفت و نظم قشنگی داره . زیباتر که یکم وسیله دور ریختنی داشتم و حالا یک کشوی زیبا برای روسری ها و مقنعه هام دارم . خیلی قشنگه . دوتا هم کشو خالی خالی مانده .می توانم کاور رو تختی رو بگذارم پیشنهاد وسوسه کننده ای هست .احتمالا یکی رو برای کیف هام بگذارم و یکی رو برای همین رو تختی ها . این طوری کمد دیواری به طرز دلچسبی خلوت میشه .
+میز ارایش هم کاملا اوکی شد و رو تختی را هم شستم .فردا میرم سراغ کتابخانه و احتمالا یخچال رو بشورم . من در کل سالی یک بار فریز رو میشورم و همیشه هم سعی میکنم مرتب نگه اش دارم و واقعا هم اوکی هست .
+احساس میکنم چقدر تنبل شدم . قبلا برنامه ام به این صورت بود که سه ماه یک بار این مدلی خونه تکونی داشتم ...تازه ماهی یک بار هم یه خونه تکونی کوچیکی انجام میدادم . شما دعا کنید کابینت ها رو عوض کنم قول میدهم به تنظیمات کارخانه برگردم البته اگر کاینات به من پارکت و مبل های تازه هم بده قول میدهم خیلی خیلی بیشتر به تنظمات برگردم اون مدلی که تو سینک رو خشک نمیکردم و تمام کوسن ها صاف نمیشد نمی خوابیدم . ![]()
+به مرگ فکر کردم و رفتارم رو با دختری که خیلی در کلاس روی اعصابم هست عوض کردم . امروز دیکته اش رو صحیح کردم دوتا غلط خیلی خیلی کوچک داشت . لپش رو کشیدم ...پرید توی بغلم ...بچه ها توی کلاس فرزندان ما هستن و ما نباید مادری باشیم که بین بچه ها فرق میگذاریم ...
+کثافت تر از کسی که پیروز رو کشت ادمی که برای بچه ها بمب شیمیایی می فرسته ! خدای زمین و اسمان لعنتون کنه !








