روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

امروز فقط اژدهای دنریس تایگرین از پنچره ی کلاسم نیامد وگرنه

یه خون دماغ

یه التهاب شدید چشم

یک دندان درد که بچه تاب می خورد از درد

دوتا دندان افتاده

یکی که با مغز افتاد روی کمد

چهار دل درد

سه تا مادر که وسط درس امدن بچه رو بردن

یکی که کتابش رو گم کرده بود از اول صبح گریه میکرد ...

خودم هم اخر کار داشتم رد میشد ماشین طوری ترمز کرد که یک قدمی تصادف بودیم .

دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ ۳:۵۱ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو