اسمون خیلی خیلی خیلی زیباست شاید یه روزی که از این دنیا برم همیشه دلم برای این اسمون ابی رو ابری تنگ بشه اینقدر این چند وقته که بعضی روزها اسمان زیباست با ابرهای سفید و پنبه ای که منو یاد دشت می اندازه ....تا چشم کار میکنه کوه هست و دشت ...با اسمون ابی مطلق ...
حقیقت اینکه ...چیزی برای عید لازم ندارم ...پول خرید هم ندارم ...لباس های مجلسی و مهمونیم نو نوی از سال پیش مانده از ان گذشته توی بحران شدید پس اندازم شاید بتوانم کابینت ها رو عوض کنم حتی روی پول عیدی و فوق برنامه و روز معلم هم حساب کردم برای پول سینک و هود ... تازه 36 تومن هم باید برای 6 متر کابینت داشته باشم ...البته یک روز حساب کردم خیلی کمتره مثلا یک سمت که بشه گاز و یخچال و یا بخشی که میشه لباس شویی و جعبه ی ابگرمکن اینها رو از گر حذف کنیم 6 متر کمتر میشه اما با اینها چرا قشنگ 6 متر کابینت لازمه ...تازه به شدت دوست داشتم قاب پنجره را هم عوض کنیم الان دو جداره هست اما دوست داشتم پی وی سی باشه که خیلی خیلی توی گرمایش خونه موثره بخصوص اتاق کار توی زمستان که عملا بی مصرف میشه اما همین هم نزدیک 15 تومن میشه
شاید هم بیشتر ...پارکت هم یکی از همکاران زده بود گفت حدود 20 تومن برات در می اد ! هیچی دیگه همین طوری همه چیز اضافه و اضافه و اضافه تر میشه ...
دیروز هم اینقدر خسته بودم که امروز صبحانه خوردم و برگشتم توی تخت ...نه اشتیاقی به کتاب خوانی دارم و نه فیلم دیدن و حتی موسیقی گوش دادند . تمام روز توی تخت میشینم و از سر بیکاری اینستا چک میکنم ...
کارهای خونه هم هستن اما بیخیالش شدم . دیگه تا خونه خوشگل نشه خبری از بشور و بساب های افراطیم نیست ...اونم که تا تابستان پولش هم باشه وقتش نیست ...
برای همین در بی مصرف ترین وضعیت ممکن هستم .
اما برای غذا یه بسته بال و بازو گذاشتم سوخاری کنم بزنیم به بدن لذت روز تعطیل رو ببریم ...عصر هم هوا تمیز و خوبه شاید بریم یه چرخی بیرون بزنیم ...








