روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

خدایا ...خداوندا ...اسفند داره میرسه و من ذره ای ...سر سوزنی شوق برای عید ندارم ...فقط دوست دارم زودتر این نیم ماه تموم بشه و امروز با ذوق گفتم اخ جون بچه ها نمی دونید که فقط 49 روز دیگه از مدرسه مون مانده و قیافه شون شبیه این بود که بادکنک های تولدشون رو یک جا ترکوندم !

اوف بر شما موجودات ریزه میزه ی شیطون بلا ولی خدایی من خوشحالم و عمیقااااا خوشحالم که مدرسه در حال تمام شدن هست .

وقتی فکر میکنم از 132 روز شروع کردم به شمردن حس معرکه ای به من دست میده .

فقط ان شا الله این روزها هم با ارامش بگذره .

دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ ۱۱:۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو