روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

سال پیش یک دانش اموزی از کلاس دیگری بود که مادرش زندان بود ...مادر که برگشت سعی کرد نبودش رو جبران کنه به معلم بچه گفت بیا خصوصی درس بده معلم قبول نکرد ...یکی دیگر از معلم ها ساعتی 100 تومن گرفت ولی خوب بچه حداقل هفته ای سه روز اموزش اضافه نیاز داشت و هزینه اش خیلی بود ...به من پیشنهاد دادند چون میدونستند رایگان میرم ...هر دوتای این معلم ها گفتن اشتباه نکن این اختلال یادگیری داره و خودت رو اذیت نکن ! برات بد میشه ...در هر صورت منم قبول نکردم ...

امسال مانده و باز داره اول رو میخوانه ...

از معلم جدیدش که همکار جدیدی هست پرسیدم وضعیتش چطوره ؟

گفت در عجبم چرا یک سال مانده باهوش و درسخوان و شاگرد اوله !

دنیا همینه ...همین قدر عجیب ...خیلی وقتا برچسب هایی که به ما و بچه هامون میزنند از سر غرض ورزی هست نه حقیقت ...

+توی اتاق کارم و حقیقتا از سرما یک شعبه از قطب جنوبه !

+پسر بزرگه از مسافرت برگشت خدایی تا این بره و برگرده عمر من اخره! چشمم روشن

شنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو