قورباغه ی امروز رو قورت دادم !
نمرات طرح پاک رو زدم ...اوف خیلی بود ! البته باید تقدیر نامه بخاطرش برامون بزنند ...![]()
یکم بی انگیزه شدم ...وقتی با خودم هیچی میکنم فقط سه ماه دیگه مانده که بیست روزش عید میشه با خودم میگم تلاش برای چی !؟ همون درس رو بدهم بره پی کارش دیگه !
اما نباید اینطوری باشم من کسل بشم بچه ها هم کسل میشن ...هنوز خیلی از درسهای ما مانده ! هفتا غول بزرگ توی ریاضی ...نشانه های استثنا ...نشانه های عربی ...نه نه نه من باید با انگیزه باشم !
+از کابوس هام نفرت دارم دیروز تا نزدیک های ظهر دلم نمیخواست حتی یک کلمه حرف بزنم ...خدایی مثلا ما در عصر تکنولوژِی هستیم ...عصر ارامش و راحتی اینقدر که ما تشویش داریم توی عصر دایناسور ها نداشتند اینقدر که بلا و مصیب بیخ گوش ماست بعد می خواهی ارامش داشته باشی ...می خواهی دنیا رو قشنگ ببینی مگر میشه ؟! خدا کمک کنه بگذره این زمستون ...هرسال زمستون یک مصیبتی هست ...
+نهار مهمان رضا بودیم ...خدایی برنامه ی پنج شنبه خونه رو تمیز کردن رو دوست دارم . دیگه چهارشنبه از سرکار که میرسم هیچ کاری نمی کنم عوضش پنج شنبه خونه رو میسابم مفصللللللل - البته چون به اون حد بحرانی هم نمیرسه نهایت دو ساعت کار داره .
+تا اینجا نه برنامه ای برای خرید عید و نه خونه تکونی دارم !
+اینقدر امسال انتی بیوتیک خوردم دیگه بدنم نابود شده ...
اخ جونم که فردا هم تعطیله !








