روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

امروز کارنامه ها رو دادم . اخیشش بزرگ داشت بخدا ! یعنی درس رو یکی دیگه نمی خوانه استرس نمره رو خوب بدهم یا بدش مال منه بی نواست ! بابا درس بخوانید دیگه اوووف بر شما باد !

+ یکی از تنشم با مدرسه پرسیده بود . مساله اینکه بعد از بازدید مدیرم از کلاسم فهمید هر قدر نظم ندارم و کلاسم شلوغه (هرچند خدایی اینم بهتر شده به هر حال سال اولی هستم و هر روز پخته تر میشم ) اما خوب درس کلاسم خوبه و بچه ها درس رو بلد هستن همین باعث شد رفتارش بهتر بشه البته منم ترس توی تنم هست و خیلی تلاش میکنم . سر وقت بیام و کلاسم تمیز باشه و بچه ها مرتب و به صف باشن ...ان شاالله که تنش ها کم و کمتر بشه چون مدرسه ی مجهز و تمیزی هست و از همه مهم تر به من نزدیکه ...مدیرم هم گفت من دوسال دیگه بازنشست میشم ...خوب اون تا بیاد بازنشسته بشه من میشم چهار سال خدمت و برام خیلی خوبه همینجا بمونم ...ولی خوب همه اش ترس رو دارم که نکنه خطایی کنم .

+ امروز همه اش دلم میخواست چهارشنبه بود ... اون سمت عید و با فرودین کشدار و مسخره چه کنیم !

سه شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۱ ۳:۱۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو