امروز برخلاف همیشه صبح چسبیدم به خونه و اتاق خواب رو تخت رو جلو کشیدم و کناره هاش رو طی کشیدم ...وای بر من باد !
اوف بر من باد که خونه ام اینطوری شده اما قولللل شرف
که اگر کابینت هام عوض بشه دیگه باز به خونه برسم ...هرچند هنوز نمی دونم کابینت چه ربطی به اتاق خواب داره یعنی کل خونه هم تغییر کنه اتاقا اوکی هستن ...![]()
راستی پرده ی اتاق کارم سفارش دادم یه دونه هم یدک گرفتم که یه وقتایی دوتا اتاقا رو سبز بزنم .
بعد از تمیزی خونه یک عدد قیمه ی دو روزه فرد اعلا هم درست کردم . اینطوری فردا که بیام یکم سوپ می گذارم که اونم همه چیزیش رو اوکی کردم و بعدش دیگه حله می توانم استراحت کنم البته بگمممم الان جوجه چینی دیدم اونم خیلی وسوسه کننده بود
بعد میگم چرا چاق میشم ...
کلا خدای هوس کردن غذاهام
راستی تا اینجا دو تومن از پول هود و سینک اوکی شده ...حدودا پنج تومن احتیاج دارم .
اگر همه چیز خوب پیش بره و ابر و باد و مه خورشید با من همراه باشه برای شهریور ماه ان شا الله میشه کابینت ها رو عوض کرد یعنی یه جورایی باید هشتا حقوق رو جمع کنم
خدایی یه تنه عوض کردن کابینت ها خیلی سخته ...
بگذریم
از خوبی های فردا بگم اول اینکه جوجه ها راه افتادن و دیگه توی کلاس انقدر اذیت و وابستگی ندارند خودشون مستقل مشق می نویسند . تازه تا اخر سال هم هفت هفته مانده کههههههه از این هفتا پنج تاش هفته نیست چهاره است یعنی چهار روز میریم سرکار ![]()
+اخر هفته گذشت و هیچی هیچی کتاب نخواندم فقط چندتا لغت زبان و فیلم خدمتکار رو دیدم و یک نمایشنامه رو یکم اصلاح کردم ! حتی برگه امتحان بچه ها رو هم صحیح نکردم ...بعد میخواهم مادرم بشم ...منو چه با مادری با یک خروار مسیولیت ...شاید برای همین انتظار تابستان رو میکشم ...تابستان ها بیشتر خودم هستم ...
+خوشحالم به شدت خوشحالم که نصف سال تحصیلی گذشت ! عید رضا زمزمه ی نرفتن داره ...کاش نریم ...اینطوری پول عیدی که دولت میده هم می مونه برای کابینت ها اوف من تا بیام این کابینت ها رو بزنم جونم به اخر میرسه تازه نقشه ی شومی دارم که اگر بشه کمد دیواری رو هم بدهم برام قفسه قفسه کنند ببینم موفق میشم یانه
خوب دیگه من برم باز یه هفته غیبم بزنه ![]()








