روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

امروز زنگ اول رفتم پایین امدم بالا با نماینده ی کلاس حرف زدم اونم عادی بود ازش بابت این دو روز تشکر کردم بعد رفتم توی کلاس دیدم بوووووم ! بچه ها سورپرایزم کردن !

برام یک شعر حفظ کرده بودن و یک گل و یک کارت هدیه خریده بودن بخاطر روز مادر ! رو تخته هم نوشته بودن مادر روزت مبارک

من که تا اندازه ی اسمون ذوق زده شدم ...خیلی حس خوبی بود . واقعا بار اولم بود که سورپرایز میشدم !

اشک هام واقعا می چکیدن .

نزدیک مدرسه یه محوطه سبز هست من معمولا از انجا میرم ...امروز امدم رد بشم یکی از شاگردهام دست مامانش رو ول کرد بدو بدو امد بغلم . بعد پرسیدم دو روز بدون من خوش گذشته !؟ گفت نچ نچ !

جالبه دلشون خیلی تنگ شده بود وبا چقولی تمام ریز به ریز این دو روز رو تعریف کردن چی از من تو خونه میگن الله و اعلم !

چهارشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۱ ۴:۴۱ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو