روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

روی ماه لیلی خانم معلم رو از طرف خودم می بوسم چون امروز تا دیدم برف میاد درس رو تعطیل کردم پرده رو کنار کشیدم و از دیدن ذوق بچه ها و جیغ ریز دخترانه و شادشون لذت بردم...

به بچه ها گفتم ما توی تهران خیلی شانس دیدن برف را نداریم... پس بیایید و لذت ببرید ❤️

و این طوری کائنات جواب خوبیم رو داد و تا ابد خاطر اولین باری که خانم معلم بودم و بچه ها برف را تجربه کردند را برای خودم ثبت کردم. البته هیچ برفی ننشست.

+امروز فهمیدم عاشق بچهام چون بی اندازه دلم تنگ شده بود و برای تمام شیطنت بچه ها صبور بودم.

+کاش برف مینشست.

🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️

☃️❤️☃️

شنبه سوم دی ۱۴۰۱ ۳:۱۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو