روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

غم دنیا با گریه روی قلبم امده

یکی از شاگردهام امروز گفت سرم گیج میره و نمی بینم ...مادرش گفت هنوز اورژانسه ...

من رو خدا برده جایی که جهنمه ...این فسقلی ها کم کم می ایند و کم کم راهشون رو توی قلبت باز می کنند ...کم کم میشن رنگهای دنیات و کم کم جونت به جون تک تک شون بند میشه و درد شون رو روی تن خودت حس میکنی ...

اشکم بند نمی اد ...

تو رو خدا براش امن یجیب بخوانید ...

شنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۱ ۸:۲۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو