حرف برای گفتن زیاد و جمله برای نوشتن اما انگار ذوق انکار منم یک جایی ته میکشه ...یک جایی تو هم چشم هات رو می بندی و احتمالا تسلیم میشی ...من در این موقعیتم ...
هفته ها رو شمردم و الان رسیدم به عدد 23... بیست و سه هفته از امسال مانده و من امیدوارم زودتر این عدد تک رقمی بشه ! ماه اذر و دی خیلی زیاده ...24 روز تا اخر اذر باید برم سر کار ...امیدی هم به هیچ تعطیلی الودگی ندارم ...
اذر ماه سختی برای بچه های مدرسه هم هست ...نشانه ها خیلی خیلی جدی میشن ...اما از اخر دی می افتیم توی سراشیبی و دیگه همه چیز رو درک می کنند ...
خدایا به اذر ماه خیر و نور و برکت بده ...الطاف خداوندی خودت را بر بندگانت نازل کن ...به روی ما لبخند بزن و مثل همیشه خدایی کن ...امین .
+چهار سری کاربرگ صحیح کردم و الان یک خونه نیمه منفجر دارم و رضا مسیولیت اینکه شلوغی اخر هفته ها بخاطر اون هست رو کاملا پذیرفت همین برام خیلیه ...خیلی ها ...
+میخواهم برای خودم هدنزفری بخرم که صبح ها تا مدرسه اهنگ گوش بدهم اما مساله اینکه انگار سن از سرم گذشته و دیگه اهنگ ها هم نمی توانند رنگین کمان به دنیام بیارن








