روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

دیشب خواب عجیبی دیدم

توی جاده ی خاکی منتهی به خونه پدر بزرگم بود اما همه جا اباد و سرسبز بود ...درخت های تو در تو ...یک رود بزرگ و پر از اب که روی ان خزه داشت وقتی خزه ها رو کنار زدم گلهای نیلوفر از کف رود یک باره شکفته شدند ...رویای شفافی بود ...رنگ ها زنده بودند و تو در خوابم بودی در کنارم ...

تصویر گلها که از کف اب با کنار رفتن خزه ها یک باره رشد می کردند کاملا برام شفافه !

پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۱ ۱۱:۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو