روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

دیشب رضا بعد از مدتها دلش پیپ می خواست ...منم خیلی کسل بودم ...تازه بارون امده بود هوا خوب بود ...برای همین چایی نبات بردیم پشت بمون با شیرینی و من نشستم روی زمین و چایی توی سرما خوردم اونم پیپ کشید و غزل شاکری گوش دادیم و یکم تعریف کردیم بعد امدیم پایین ...حس خوبی بود بخصوص اینکه این طور وقتا یه مدل گناه زن و شوهری هم برامون هست انگار ...یه جورایی شریک جرم هم شدیم ...بعدش گفت خیلی مزه داد ...من که نمی توانم چیزی بکشم اما اون بهش خیلی مزه داد و فشار این مدت کارش رو کم کرد .

امروز هم با مدیرش درباره کارش حرف زده بود قرار شده حجم کارش رو کم کنند که بتوانه به کارش برسه

شاگردم امروز گفت مرسی امروز خانم معلم مهربونی بودی ...

روز چهارشنبه وحشتناک سرشون داد کشیدم .

امروز 6تا غایب داشتم ...واقعا تاثیر داشت .

دوشنبه دوم آبان ۱۴۰۱ ۵:۳۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو