روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

فقط رضا منو می فهمه و می گه از این همه توی تخت افتادن کلافه هستی درسته !؟

درسته -

نه تب و نه درد (سرفه شاملش نمیشه از اون بیشتر از همه متنفرم ! اما هیچی به اندازه اینکه رمق ورجه ورجه نداشته باشم بد نیست ...

اسیر بالشت و پتو شدم ...

خونه ام ترکیده و حتی سمت سینک نرفتم

چقدر خوبه که فردا هم خونه ام ...

فردا یک ساعت خونه رو تمیز می کنم و بعد میخوابم ...

+اینقدر دارو خوردم حالت تهوع دارم !

شنبه سی ام مهر ۱۴۰۱ ۹:۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو