درد و بیماری و اندوه ...همه پس زمینه های سیاه زندگی هستن که روزنه های روشن دیده بشه ...شاید از نظرتون مسخره باشه اما من امروز چهار بار توی کلاس دستم رو گرفتم به نیمکت که بی هوش نشم و تمام مدت با اون نفس سخت و دردناک ...واقعا دردناک ...جنگیدم ...الان که نیست ...الان که درد نیست ....یه نور قشنگ برام سوسو میزنه ...
چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۳۸ ب.ظ ...








