روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

شاگرد سال پیشم امروز امد تو بغلم و گفت خانم معلم شما واقعا مهربون بودید ...

این تنها دختری بود که هر وقت که همه علیه یه نفر جمع میشدند می امد و حق رو می گفت و من همیشه قبولش داشتم ...

بعد پرسید اسم شاگردهای امسالتون چیه ؟

بچه ها کلیپ جشن قران رو دیدند و فکر کنم از دیدن من در کنار شاگردهای دیگه ام یکم حسودیشون شده ...

تقریبا اسم کل کلاس رو یاد گرفتم

شنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۱ ۵:۲۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو