روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

خدایا ...خداوندا فقط این دو هفته بگذره و من زنگ اخر نخواهم اینقدر داد بزنم صدای اول ازاده چیه !؟ صدای اول فول ! صدای اخر پوچ ! خداکند یادم بمونه اینو بیشتر کار کنم ...بخش هم باید کار کنم .

امروز روز سختی بود ...نشستم بیشتر اما خوب باید تکالیف اخر هفته رو میدیدم اما دیگه تا سه شنبه راحتم ...تازه فردا زنگ اخر نیم ساعت میخواهم بگذارم نقاشی بکشند و خودم رو خلاص کنم !

امدم خونه یه جاروبرقی لازم داشت کشیدم ...خونه ی مامانم هم رفتم گفت فعلا کاری با تو نیست راست هم میگفت بعد هم من اینقدر روزها خسته ام کار زیادی از من برنمی اد ...قرار شد پنج شنبه برم دیوارها رو بشورم و جمعه بریم ان شا الله فرش هاش رو که داده بشورند پهن کنیم ...گفتم همان روز پرده ها رو هم میزنم ...واقعا ادم از سرکار میاد اونم مدرسه و کلاس اول رمقی نمی مونه ...خوبه بچه ندارم ...

شنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۱ ۲:۱۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو