روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

سال پیش با یک هدف مقدس تدریس میکردم ...میگفتم فکر کنم جنگه ...باید برای وطنم بجنگم و با چنگ و دندون بچه ها رو توی کرونا مشتاق مدرسه و درس بار بیارم ...

الان اما دیگه این هدف رو ندارم و همین به شدت در احساسم موثر هست ...الان میگم 38تا دانش اموز و 5تومن حقوق ؟ خجالت نمی کشه دولت ؟ الان دیگه در راه رضای خدا معلم نیستم و این اول از همه باعث ازار خودم شده ...

تصمیم گرفتم رویه ام رو عوض کنم ...من خانم معلمی هستم که قراره تا ابد توی یادشون بمونه ...

با لبخند و عشق و استیکر ...

تصمیم گرفتم والس تاجیکی و تک نوازی های استاد کلهر . پیانو نوازی رو ببرم و سرکلاس وقتی دارند لوحه نویسی می کنند توی کلاس بگذارم ...اول روح خودم و بعد بچه ها رو ارام کنم .

دختری که خیلی شلخته است و باعث مریضی خودم و بقیه شده رو هم به جای حاشیه بردن میخواهم بگذارم میز اول جلوی در که بیشتر به اون توجه کنم .

میخواهم هر روز بگم اللهم عجل الولیک الفرج ...همون طور که سالها پیش هر روز یک کار خوب رو برای خوبی خودش و هدیه به امام زمان انجام میدادم امروز هر روزش رو برای ایشون درس بدهم و این بشه هدفم ....نه تربیت بچه های مذهبی ...تربیت بچه های قوی .

پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۳۰ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو