یکی از شاگردهام فقط هفت ماه هست پدرش رو از دست داده ...امروز سر اینکه در قمقمه اش جدا شده بود مثل بهار اشک میریخت ...در حالت عادی میگم بابا ها درستش می کنند و خودم درست نمی کنم ... اما امروز خودم براش درست کردم و بعد امدم مثل همیشه بگم هیچی تو این دنیا ارزش اشک هات رو نداره اما بعد یادم افتاد خیلی چیزها ارزش اشک ریختن داره ...
شانس منه یه دختر بدون مادر سال پیش ...یه دختر داغدار امسال ...فقط خداروشکر بچه ی طلاق نداریم .
دوشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۱ ۶:۳ ب.ظ ...








