لباس ها رو ریختم شست ...باید برم اویزون کنم .
ظرفها رو هم شستم ...یکم دیگه نهار می گذارم . برای فردا ابگوشت می گذارم که یکشنبه قرار نیست رضا نهار ببره .
عکس های دیروز رو توی صفحه ی اینستام گذاشتم ...دخترهای امسال خوشگل تر هستن .
توضیحات نگاره رو باید توی کتابم بنویسم و برای فردام طرح درس بنویسم ...دوشنبه بدون جوجه ها میریم مدرسه اینطوری انجا وقت دارم کامپیوتر رو مرتب کنم .
ده تا کار دست ورزی جانبی باید توی دفترم بنویسم .
وسایلی که باید همیشه همراه بچه ها باشد رو بنویسم فردا به اولیا بگم .
ساعت مدرسه تغییر کرد شروع به کار شده هشت و نیم تا دوازده و نیم ...یعنی باید ده دقیقه به هشت بیدار بشم و تقریبا یک بر میگردم ...امیدوارم خواب خوب و کافیه صبحم کمک کنه دیگه سر درد نکشم ...همین الانم دیشب دوازده خوابیدم راحت ساعت هشت امروز بیدار شدم ...
باید امشب اخر شب دستشویی رو بشورم و خونه رو جارو برقی بکشم و گاز رو پاک کنم و خونه رو گردگیری کنم .
امیدوارم امسال معلم بهتری باشم هرچند به شدت استرس سرمشق دادن سر کلاس رو دارم .








